قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
2931
تاريخ الفي ( فارسى )
ذكر وقايع سال پانصد و شانزدهم از رحلت از جمله وقايع اين سال آنكه چون داود بن سلطان محمود به جاى پدر خود بر سرير سلطنت عراق متمكّن شد ، عمّش ، سلطان مسعود ، از جرجان لشكرى آراسته متوجّه حرب او شد . از جانب ديگر عمّ ديگرش ، سلجوقشاه ، با لشكر خوزستان و فارس و سپهسالارى قراجه ساقى متوجّه عراق شدند و ملك داود نيز با لشكرى از عراق و اصفهان متوجّه دفع سلطان مسعود شد . چون ملك داود وارد به زنجان « 1 » شد مشخّص شد كه سلطان مسعود تبريز را گرفته . ملك داود بىتوقّف به جانب تبريز رفت و سلطان مسعود را محاصره كرد . ميانهء ايشان تا سلخ ماه محرّم جنگ قايم بود . آخر الأمر با يكديگر صلح كردند و ملك داود بازگشته متوجّه عراق شد . و سلطان مسعود با لشكرى از تبريز بيرون آمده به جانب همدان رفت به قصد آنكه به بغداد رفته خطبه به نام خود گرداند . [ 5 الف ] چون به همدان رسيد ايلچى خود را نزد خليفه مسترشد باللّه فرستاد و التماس آن نمود كه در عراق عرب خطبه به نام او خوانده شود . قبل از ايلچى سلطان مسعود ، ايلچى ملك داود رفته از خليفه اين التماس نموده ، خليفه در جواب فرستادهء هر دو گفت كه « اين امر موقوف است به رخصت سلطان سنجر . « 2 » ما نزد ايشان كس فرستادهايم تا جواب چه باشد . تا از آنجا خبر نيايد خطبه به نام هيچكدام نمىخوانم . » اتّفاقا بعد از چند روز سلطان سنجر جواب داد كه نام هيچ كدام را در خطبه ياد نكنند و اكتفا بر نام ايشان - يعنى سلطان سنجر - نمايند . و خليفه اين جواب را بسيار پسنديده گفت كه
--> ( 1 ) . در متن به صورت " زنگان " آمده است . ( 2 ) . ابن اثير مىنويسد كه سنجر ركن اساسى خاندان سلجوقى بود . - الكامل ، ج 10 ، ص 257 .